عجیب ترین ماجراهای جوامع مجازی

توجه بسیار زیاد کاربران نسل دوم وب به شبکه های اجتماعی موجب شده است که در پرتالهایی چون توییتر و فیس بوک عجیب ترین داستانهای سال 2009 اینترنت رقم بخورد .دنیا در سال 2009 پر از داستانها و اتفاقات عجیب و باورنکردنی بود و در این میان نمی توان نقش توییتر و فیس بوک را در ایجاد بسیاری از آنها نادیده گرفت .
یکی از جالب ترین داستانهای عجیب شبکه های اجتماعی در سال 2009 مربوط به یک داماد آمریکایی است که مراسم عروسی خود را برای به روز کردن پروفایل خود روی فیس بوک قطع کرد و بلافاصله این پیام را روی صفحه خود نوشت: "من با @TracyPage در کلیسا هستم و یک ثانیه قبل او همسر من شد. الان دیگر باید بروم و حلقه را دست عروس بکنم."
این داماد شیفته شبکه اجتماعی این جملات را بین گرفتن "بله" از عروس و تبادل حلقه ها روی فیس بوک نوشت.
از دیگر اتفاقات عجیبی که روی فیس بوک رخ داد مربوط به دو جوانی است که برای کاخ سفید ایجاد مزاحمت کردند و با افتخار پیروزی خود را روی این شبکه اجتماعی جشن گرفتند.
همچنین یک خبر جعلی درباره یک کودک شش ساله در فیس بوک منتشر شد. در این خبر آمده بود که این کودک در حالی که سوار بر یک بالن بوده در میان ابرها گمشده است.
براساس گزارش رویترز، پارلمان هلند نیز در سال 2009 قانونگذاران را برای ارسال پیام روی توییتر و فیس بوک محدود کرد و در کانادا یک نماینده به خاطر توهینی که به رقیب خود کرده بود روی توییتر از وی عذرخواهی کرد.
از سویی دیگر، دیوان عالی انگلیس برای اولین بار از راه توییتر حکم محکومیت یک کاربر را برای وی ارسال کرد



به نقل از فرارو



جدیدا تصنیفی از آقای قربانی بروی سایت ها گزاشته شده . چند روزی است که زیاد گوش میکنم

پیشنهاد می کنم شما هم گوش کنید .

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست

آه! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق

وسکوت تو جواب همه مسئله هاست




پ.ن :گوش کنید به تصنیف بی تابی از علیرضا قربانی


قبل از این که این مطلب رو بنویسم لازم میدونم بگم این نوشته، طرفداری بنده ار هیچ جناه و حزب نیست و کاملا بی طرفانه نوشته شده
در این چند ساله تا وقتی اسم صرفه جویی و اصلاح مصرف میاد همه ی مردم فکر میکنند دولت می خواد از مردم کم بزاره. اما با کمی تامل میشه فهمید که ما خیلی زیاد مصرف می کنیم و اصلا فکر صرفه جویی نیستیم.باور کنید ایران با این وضع مصرف به هبچ جایی نمیرسه .آلمان با میزان برقی که تولید می کنه می تونه کل جهان رو تامین کنه ولی برید زندگی مردمان آلمان رو ببنید که وقتی هوا تاریک میشه سعی می کنند از شمع استفاده کنند و دلیلشم بر می گرده به جنگ جهانی که در زیر فشار بودن.در کشور آلمان به ازای هر نفر سه دستگاه ماشین وجود داره ولی میزان بنزین مصرفی ما با اونا رو مقایسه کنید ؟کشور ما می تونه با صادرات انرژی های صرفه جویی شده در آمد کسب کنه . چه چیزی از این بهتر ؟ شاید پیش شمایی که داری این متن رو می خونی این سوال پیش بیاد که صداقت یا توجه مسئولین آلمان به مردم کجا و کشور ما کجا ؟ولی اصل مسئله این رو می گه سیاست مداراها از همین مردم عادی به وجود میاند. پس نتیجه می گیریم اگر تک تک ما خودمون رو اصلاح کنیم خانواده ها اصلاح می شوند و سپس جامعه ی ما
شهرستان هم برای زندگی کردن اصلا مناسب نیست. درسته داخل با سواد ترین شهرستان ایران هستم ولی امکانات نیست. در یک شهر خواب و مرده زندگی میکنم که آدم هاش با پول بازنشستگی شرکت نفت و ارتش زندگی می کنند. کلا فعالیتی ندارن.حدود 2 ماهه دارم دنبال کار داخل یک شرکت حسابرسی می گردم و همه دست رد می زنند.اگر هم برم خود شهر اصفهان وقتم گرفته میشه و به درسام نمی رسم







پ.ن:محل زندگی من شاهین شهر اصفهان


hey!!!!!

شاید درستش نباشد ولی یک دانه استاد داریم به نام قیصرنیا . الیته از فامیل او به نظر می رسد شاید شخصیتی قیصر مانند داشته باشد . اما این بنده خدا اینقدر روح لطیفی دارند که در اینجا گنجایش شرحش بسیار وقت گیر است . اما همینقدر بگویم که اینقدر ایشان مهربان و لطیف هستند که بنده گاهی اوقات به مرد بودنشان شک میکنم . در ضمن عشوه می آیند در سطح لالیگا .تمرین که حل می کنیم کافی است بفرمایند فدای ذهن خلاق شما بشم من . واقعا اینقدر ابراز محبت می کنند که گاهی دوستان قبطه می خورند که چرا او دختر نیست تا بشود طرح رفاقتی با او ریخت .

عرض شود خدمت شما که دیگر مویی به سر ندارم و کم کم به یک کچل حرفه ای تبدیل می شوم.خدا بکنه ریشه ی این ارث رو . می دونید من در مورد ارث چی فکر می کنم ؟ فکر کنم(فکر کنما) خدا در آفریدن انسان ها طرح جدید نداشته و مجبور شده از کسایی که به دنیاش اوردن طرح قرض بگیره .والا.

پ.ن: شامپوی خوب سراغ دارید( ضد ریزش ضد چربی سر) البته گرون نباشه ها

عشق تازه حرف تازه

خدمت شما عرض شود که عشق تازه هم گاهی خوب است . کلا آدمی هستم که از روابط پارتنری طولانی خسته می شوم . اعتقاد بر این دارم که تنوع در این مورد لازم است . البته به خودم قول داده ام اگر سنگی بر سرم خورد و ازدواج کردم ترک این عادت دیرینه کنم

ساعات بیسکویتی

همیشه دوست داشتم انگلیسی را یاد بگیرم و هر بار سعی بر یادگیری میکردم همه چیز مانع این کار میشد . این دفعه سعی زیادی کردم و با چند تا از هم دانشگاهی هایم کلاس خصوصی با خانم مهنام گرفته ایم . بسیار کلاس جالب و پر انرژی داریم . گاهی اینقدر به سوتی های یکدیگر می خندیم که انگار برای 1000 سال خنده کرده ایم. بیسکویت ترین ساعات را در کلاس زبان دارم در عین حال یاد آورشوم کلاس آموزنده ای نیز می باشد